اگر نمی توانی قلمی برای نوشتن خوشبختی کسی باشی ، لااقل بکوش پاک کن خوبی برای دلتنگی ها باشی

صفحه اصلی

دلم می خواهد کدخدا شوم

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF

alt

اگر کدخدا شوم ، آبادی بنا می کنم که بنیادش نیکی باشد و نیک اندیشی این آبادی بنا شده بر نیکی و نیک اندیشی را، با خمیر مایه ای از مهربانی و سخاوت جلا می دهم تا در تابش مهربانی اش ، آبادیم غرق امید و نوید شود.

من با خودم خورجینی خواهم داشت که با آن ترازوی عدالت را همیشه همراه خواهم برد،من با ترازوی خود ، همه چیز را به مساوی بین هم آبادی هایم تقسیم خواهم کرد ، من شادی ها ، غم ها ، عشق ، گل میخک و امید را با ترازوی عدالتم بین هم ولایتی هایم به یک نسبت تقسیم خواهم کرد ، تلاش خواهم کرد شاهین عدالت ترازوی من همیشه دو نوکش همطراز با هم باشند ،ترازوی من هر روز سبد سبد گل را وزن و بین اهالی تقسیم می کند ....در ادامه مطلب

تصویری از یک آلبوم قدیمی

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF

alt

من غیر از نفر دوم از سمت چپ که مرحوم باقر ایرانمنش می باشد ، کسی را نشناختم، شما دوستان انان را شناسایی کنید.

فراخوان ارسال مطالب و اسناد در خصوص تاریخ تجارت و بازرگانی در شهرستان بافت

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF

alt

alt

بازار کربلایی حاجی شفیعی

کتاب تاریخ تجارت و اقتصاد کرمان از سوی محمد علی گلاب زاده در حال تهیه و انتشار است ، بخشی از این کتاب به تاریخ تجارت و اقتصاد شهرستان های استان اختصاص یافته است که متاسفانه بخش مربوط به شهرستان بافت ، خیلی خلاصه و خالی از مطلب است.

از شما مخاطبان گرامی و مردم فرهیخته شهرستان تقاضا دارم در اسرع وقت هر گونه سند و مطلبی در این خصوص دارند ، به ایمیل اینجانب یا از طریق آقای محمد برشان ارسال کنند تا در کتاب مذکور لحاظ شود.

از خانواده محترم برادران شفیعی(حاجی محمد و حاجی احمد ) تقاضا دارم با توجه به اینکه آن بزرگواران در تجارت و اقتصاد شهرستان بافت نقش آفرین بوده اند ، اسناد ، عکس و هر گونه مطلبی را در  اختیار دارند، به وب سایت " بافت شهر من " ارسال کنند.

آخرین بروز رسانی در سه شنبه, 20 آبان 1393 ساعت 16:58

در سوگ سرور آزادگان ،حضرت امام حسین (ع)

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF

alt

گرانی ، نداری ، شرمندگی باباها

فرستادن به ایمیل نمایش دکمه چاپ مشاهده در قالب PDF


چهره های گرفته ، خسته ، افسرده و در یک کلام شرمنده

این تصویری است از باباهایی که این روزها ، کمرشان هر روز زیربار گرانی ها ، خمیده و خمیده تر می شود ، گرانی ها دیگر منتظر تغییر سال و چند درصد افزایش نیستند ، از خواب که بیدار شوی ، چهره منفورشان را می بینی که چگونه خودشان را به رخ حقوق بگیرانی که حقوق ثابت دارند ، می کشند ، شعر بابای پور عباس ، حال وروز کودکانی را نشان می دهد که شرمندگی باباهای خود را ، با جان و دل لمس می کنند :

صدای ناز می آید.

صدای کودک پرواز می آیددر ادامه مطلب

صفحه 1 از 17

طراحی و توسعه شرکت رایان اندیش کرمان | تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به حمید هرندی می باشد